قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3746

تاريخ الفي ( فارسى )

بيرون رود از نقير و قطمير « 1 » آن استفسار كنند و تحقيق آن معنى از جملهء واجبات دانند ، و از براى آن امير هزاره و صده و دهه را چوب زنند ، و گاه باشد كه به قتل رسانند . و اگر صف را كه جرگه گويند راست ندارند و قدمى پيشتر يا پست‌تر نهند ، در تأديب ايشان مبالغه نمايند . و چون جرگه نزديك رسد دست‌ها را به همديگر متصّل كنند ، و چون نزديك‌تر رسد دوش به دوش و زانو به زانو بازنهند و بايستند و در ميان حلقه انواع سباع و اصناف وحوش در جوش آيند . و نخست خان با تنى چند از مقرّبان در ميان راند و ساعتى تير اندازد و صيد كند ، و چون ملول گردد هم در ميان جرگه بر موضعى بلند فرودآيد تا شاهزادگان و امرا و نويانان و عوام در عقب يكديگر درآيند و صيد افكنند و خان تماشا كند تا از موضعى كه به آب و علف نزديك‌تر باشد راه دهند و تمامت شكارى را كه افكنده باشند جمع كنند ، و اگر شمار همه ممكن نباشد بر تعداد گوزنان و سباع اختصار نمايند . و غرض از اين گيرودار مجرّد شكار نيست ، بلكه مقصود آن است كه مجموع لشكر و سپاه به تيراندازى و اسب دوانيدن عادت كنند تا در روز جنگ حزم و احتياط مرعى دارند و اهمال و اغفال جايز ندارند . از بدايت دولت مغولان تا الحال همان طريقه ميانهء ايشان مرعى است . و چون چنگيز خان در باب شكار بسيار مبالغه داشت ، اين مهم را به جوچى ، پسر بزرگ خويش ، حواله فرموده بود ؛ چه ، نزد تركان اين مهم از معظم مهمّات مىباشد . چنگيز خان رعايت بزرگى آن كرده او را به امينان فرزندان خود ، پسر بزرگ ، ارزانى داشت . و يرغو « 2 » و ياساق زدن و گرفتن به موجب فرموده به چغتاى خان تعلّق داشت . و تدبير امور ملك و تنظيم مصالح جمهور خلايق به رأى و رؤيت اوگتاى قاآن ، كه يگانهء روزگار و سرآمد ادوار بود ، متعلّق بود . و ترتيب لشكر و تجهيز آن و انتظام امور سپاه در روز جنگ به تولوى مفوّض بود . و چون اكثر بلاد شرق و قبايل مغول و ساير [ بلاد ] تركستان مطيع و منقاد چنگيز خان شدند و مجموع آن را بر فرزندان و برادران و برادرزادگان و پسران اعمام تقسيم نموده هريكى را از ملك و لشكر فراخور استعداد خودش حصه‌اى ارزانى داشت و هرخويشى را منسوب به فرزندى گردانيد ، بعد از آن در تشييد مبانى موافقت و مصادقت و تمهيد قواعد الفت و محبّت ميان اولاد و اقربا مساعى جميله به جاى آورد و پيوسته تخم محبّت و صداقت در [ 241 ب ] كشتزار سينه‌هاى پسران مىكاشت و نهال اعانت يكديگر در دل خويشان مىنشاند . و به ضرب

--> ( 1 ) . نقير و قطمير : كم‌وبيش . ( 2 ) . يرغو : از دو مادهء يار ( Yar - ) به معنى شكافتن ، شكستن + غو ru - ) - ) - پساوند نام ساز ، به معناى : دستگاهى ( وسيله‌اى ) براى شكافتن واقعه و كشف حقيقت ، دادخواهى ، فتوا ، محكمه و قضاوت است . - تعليقهء دكتر محمد روشن بر جامع التواريخ ج 3 ، ص 2419 .